آرشیدا جونآرشیدا جون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

❤✿عشق ما✿❤

تولدت مبارک!

سلام دختر خوشمل مامانی خداروشکر که یک ماهت شد و داری روز به روز بزرگتر میشی! انشالا 120 ساله بشی عشقم1 باورم نمیشه الان یه ماهه که بامایی! دیروز بردیمت دکتر خانوم دکتر چک کرد همه چیتو و گفت همه چیت عالیههههههههههه! وزنتم که کم شده بود برگته الان 4 کیلو وزن داری و قدتم شده 54 سانتی متر و دور سرتم 37 هستش عزیزم! روز به روز بزکتر و زیباتر از قبل میشی و ما لذتشو میبریم! برگشتنی هم رفتیم خونه مامانم اینا و اونا کلی باهات بازی کردن و عشق کردن از دیدنت عزیزم! عسکای 1 ماهگیتو بعدا اضافه میکنم!
13 مرداد 1392

ماساژ کودک!

قواعد ماساژ نوزادان  ماساژ کودک باعث ایجاد آرامش و هوشیاری او می شود. ماساژ نوزاد و کودک، زیباترین راه شناخت احساسات و واکنش ها و ایجاد آرامش و اطمینان خاطر نوزاد است...  دکتر تاتاری، روانپزشک می گوید:  ترکیبات شیمیایی در بدن مانند کورتیزول تحت تاثیر فشار عصبی افزایش می یابند، لذا در کودکان برای جلوگیری از این مشکل، انجام ماساژ روزانه این هورمون را به پائین ترین حد ممکن می رساند.  وی افزود: ده دقیقه ماساژ دو تا سه بار در هفته، به اعتقاد سازی بین مادر و کودک، جلوگیری از بیماری ها و ارتباط برقرار کردن بین آنها کمک می کند.  وی بیان کرد: با توجه به نبودن قانون خاصی برای ماساژ کودک، بهترین زمان برای انجام این...
13 مرداد 1392

28 روزگیت!

عروسکم! ملوسکم! پرنسسم! عشقم! عمرم ! زندگیم! همه چیزم! به خود میبالم! میبینمت و به خود میبالم! می بویمتو به خود می بالم! می بوسمت و به خود می بالم! برای بودنت و لحظه به لحطه به خود می بالم! خداروشکر که عروسکم 28 از دادنش به ما گذشته و ما مست عشقشیم! و با همه شب بیداریو و بی خوابی و ناراحتی عاشقانه مراقبتیم! ممنونم خدایا!           ...
9 مرداد 1392

من واقعا مادر شدم؟؟؟؟؟؟

نازنین عروسکم! دختر زیباروی من! قربون قدت برم من ! با تمام اذیت و شب بیداری و گریه هات ! وقتی منو چن بار شبا بیدار میکنی و 2 ساعت بیدار نگه میداریو هی شیر میخوریو تا میخوای بیخوابی میزارمت تو تختت بازم بیدار میشی! باووجود تمام بیخوابیا و عصبی شدنو و کلافه شدنم بعد ازکلی گریه و ناراحتتییت وقتی تو فرشته کوچولوم بخواب ناز میری چهرت مثه فرشته توصیفش نمیشه کرد منم نگاش میکنمو غرق لذت میشم و تمام خستگیو ناراحتیو کلافگیمون در میره! خدایا ممنونم منو لایق فرشتت دونستیو این فرشته کوچولو رو به ما دادی! هنوزم تو بهتم ! هنوزم باورم نمیشه که مادر شدم! یه دختر نازو دارم! که ماله خودمه خوده خوده خودم! ممنونم خدایا! ...
9 مرداد 1392

25 روزگی!

سلام الانا واقعا میتونم راحت بهت بگم سلام واقعی! پس سلام!شاهزادم !عروسکم! عشقم! امیدم ! زندگیم! نفسم ! همه ی هستیم!............. مامانی عروسک نازنینم الان شما 25 روزته ! امروز بردیمت با مادر حموم!  کلی اروم بودی! تو بغل مامانیم روم بودیو ما حمومت کردیم! گل بودی مثه گل تمیز و تمیزتر شدی! اینم عسک دسته گل ما ارشیدای گلمون! الهییییییییی قربونت بشم! ...
9 مرداد 1392

از 5 روزگی تا 22 روزگیت!

عروسک قشنگم ! خداروهزار بار روزانه شکر میکنم باببت این که مارو لایق داشتن فرشته زیبایمون دونسته! عزیزم داری روز به روز عزیز و ناز و دوست داشتنی تر میشی! مامانی که برای از خونه در اومد تنبل بود ببین چقد عاشقت شده که کاراشو میکنه تند تند و میاد اینجا ببیندت و کمک من بکنه! ههمون عاشقتیم باباییم که همش زنگ میزنه سراغتو میگیره! بمحضیم بتونه و بعد افطاری میاد ببیندت! خاله الهامت هم که قبل زایمان هر روز با وجود کلاس و کلاسی زبانش و درساش میومد تنهامون یه لحظه هم نذاشت و عاشقته ! ما هم تا آخر عمرمون ممنونشیم!الانم که همش دلش پیشته با وجود کلاسای فشرده کنکورشو درساشو کلاش زبانش میاد پیشت! داییاتم عاشقتن ! خلاصه همه رو عاشق خودت کردی عشق ه...
3 مرداد 1392

3روزگی و زردیت!

روزه اول دومت که خیلی خوب بود ! روزه سوم که واسه غربالگری رفتی با بابایی و مامانی بیمارستان من بخاطر کمردرد و دل درد و سر درد نرفتم! دیدم که ساعت 9 شده نیومدن باباییتم زنگید که دکتر نتیجه رو دیرتر میگه الکی میخواس من نگران نشم به دلم افتاد که بچمو نگه داشتن وقتی امد سوار ماشین شدم گفتش اشکم راه  افتاد اروم که شدم رفتم بیمارستان دیدمت که لخت با یه عینک پارچا ای کوچولوی منو که اینقد ضعیفه اون تو گذاشتن بخاطر زردی حالم بد شد! اما از یه طرف با کمال عصبی بودن خیالم راحت شد که در عوض سالم میشه و در اوج راحتی میبریمش خونه! بعد 1 روز اومد دکترت گفت زردیت شده 10 باید فردام باشید با اینکه درست سینه مو نمیگرفتی من شیر داشتم و شب تا صب ما...
3 مرداد 1392
1